چگونه از این بسته استفاده کنید
هر پرامپت زیر باید کپی شود، پر شود و جایی نگهداری شود که بتوانید از آن پیست کنید، تا فصل آینده دوباره اجرایش کنید نه اینکه از نو بنویسید. بخشهای داخل کروشه را باید جایگزین کنید. اگر تحقیق شما آکادمیک است نه تجاری، فضای کاری پژوهشگر بخش مطالعه و استناد همین چیدمان را پوشش میدهد.
دو قاعده تفاوت بین خروجی مفید و یک حدس با قالببندی زیبا را رقم میزند. اول، هر ادعای واقعی به منبعی نیاز دارد که خودتان باز کردهاید، چون یک اندازه بازار ساختگی جلوی یک سرمایهگذار روش بهیادماندنی برای پایان دادن به یک جلسه است. دوم، هر جا زبان واقعی مشتری را دارید همان را پیست کنید. فاصله بین تحقیقی که مثل قالب یک مشاور به نظر میرسد و تحقیقی که واقعاً درباره شرکت شماست، تقریباً کاملاً در وجود نقلقولهای واقعی است.
| کار | مدل | چرا |
|---|---|---|
| نقشه بازار و اسکن دستهبندی | Gemini | مطالب وب اخیر با لینکهایی که میتوانید بررسی کنید |
| گزارشهای بلند، اسناد رسمی، رونوشتها | Gemini | بزرگترین پنجره زمینه، تا کل متن جا شود |
| تحلیل عمیق رقیب | Gemini، سپس Claude | ابتدا بازیابی، سپس ترکیب |
| ساختار قیمتگذاری | GPT | خروجی ساختاریافته و محاسبات قابل اتکا و قابل بررسی |
| پوزیشنینگ و پیامرسانی | Claude | مثل یک انسان مینویسد و استدلالی منسجم را حفظ میکند |
| ترکیب زبان مشتری | GPT برای استخراج، Claude برای نگارش | دو کار متفاوت |
نقشه بازار
پرامپت 1: اسکن دستهبندی
بازار [دستهبندی] را تحقیق کن. برگردان: (1) برآوردهای اندازه از 24 ماه گذشته، هرکدام با سازمان منتشرکننده، سال و URL؛ (2) 8 تا 12 بازیگر مرتبطتر با هر رقم درآمد، سرمایهگذاری یا سهم بازار عمومی؛ (3) تغییرات مهم در 12 ماه گذشته، یعنی ورودها، خروجها، سرمایهگذاریها، ادغامها و تغییرات قانونی، همراه با تاریخ؛ (4) دو یا سه نیروی ساختاری که بیشترین احتمال را برای تغییر شکل دستهبندی در 24 ماه دارند. وقتی منابع اختلاف نظر دارند، هر دو رقم را نشان بده نه میانگین. هر چیز بدون منبع را UNVERIFIED علامت بزن.
پرامپت 2: برش تقسیمبندی
با استفاده از اسکن بالا، سه روش متفاوت برای تقسیمبندی این بازار پیشنهاد بده: بر اساس خریدار، بر اساس کاری که باید انجام شود، و بر اساس ویژگی شرکت. برای هر تقسیمبندی، بگو کدام بخش در حال حاضر کمخدماترسانی شده و کدام شواهد در اسکن این را تأیید میکند. هر تقسیمبندی که در آن بخشها به دلیل یکسان محصول یکسانی میخرند را رد کن.
پرامپت دوم چیزی است که واقعاً قابل استفاده تولید میکند. نقشه بازاری که فقط شرکتها را فهرست میکند به شما میگوید چه کسی وجود دارد؛ تقسیمبندی به شما میگوید کجا را هدف بگیرید.
تحلیل عمیق رقیب
پرامپت 3: تحلیل عمیق
یک تحلیل عمیق از [رقیب] بساز. پوشش بده: پوزیشنینگ بیانشده به زبان خودشان، بخشهای هدف، قیمتگذاری در صورت عمومی بودن، کانالهای توزیع، فرایند [کاری که باید انجام شود] همانطور که در مرکز راهنمای آنها مستند شده، تغییرات محصول یا پیامرسانی در 12 ماه گذشته همراه با تاریخ، و موضوعات شکایت قابل مشاهده در نظرات عمومی. هر ادعا را با یک URL منبعدهی کن. آنچه شرکت بیان میکند را از آنچه اشخاص ثالث مشاهده میکنند جدا کن.
پرامپت 4: نقشه پوزیشنینگ
هر رقیب از اسکن را روی دو محوری که واقعاً این دستهبندی را متمایز میکنند قرار بده. محورها را پیشنهاد بده و توضیح بده چرا برای خریدار اهمیت دارند، سپس هر جفت محوری که یکی بازگویی دیگری باشد را رد کن. نشان بده ما کجا ایستادهایم، کدام فضا در حال حاضر بلامنازع است، و چه چیزی باید درست باشد تا تصاحب آن فضا ارزشش را داشته باشد.
پرامپت 5: خوانش آسیبپذیری
برای هر رقیب اصلی، مشتریای که پوزیشنینگشان بهطور ضمنی حذف میکند و موضوع شکایتی که در 12 ماه به آن نپرداختهاند را شناسایی کن. با توجه به [قابلیتهای ما]، کدام یک از این شکافها را میتوانیم بهطور معتبر پوشش دهیم؟ دقیقاً مشخص کن به چه چیزی نیاز داریم که در حال حاضر نداریم.
قیمتگذاری
پرامپت 6: ساختار قبل از عدد
سه ساختار قیمتگذاری برای [محصول] پیشنهاد بده. برای هر کدام: معیار ارزش، مرزهای سطح، چه کسی از دور خارج میشود، چه کسی معامله خوبی میکند، حالت شکست وقتی مشتری رشد میکند، و این ساختار درباره اینکه برای چه کسی هستیم چه چیزی نشان میدهد. تا وقتی به هر سه واکنش نشان ندادهام هیچکدام را توصیه نکن. زمینه: چه کاری انجام میدهد [x]، چه کسی میخرد [y]، چقدر برایشان صرفهجویی میکند [z]، رقبا چقدر دریافت میکنند [پیست کن].
پرامپت 7: تست فشار قیمت
ما [قیمت] را برای [سطح] در نظر میگیریم. استدلال کن که این خیلی بالاست، سپس استدلال کن که خیلی پایین است. برای هر کدام، مشخص کن چه شواهدی موضوع را حل میکند و در 30 روز آینده چه چیزی را میتوانیم اندازهگیری کنیم تا بفهمیم. با نتیجهگیری اینکه تقریباً درست است، از تصمیم فرار نکن.
معیار ارزش بخشی است که بنیانگذاران اغلب آن را اشتباه میگیرند و بعداً سختترین قسمت برای تغییر است. دقیقاً بپرس: برای چه چیزی هزینه میگیریم، و آیا استفاده مشتری از آن چیز با همان نرخ ارزشی که دریافت میکند رشد میکند؟ اگر این دو از هم فاصله بگیرند، قیمتگذاری دقیقاً زمانی که مشتریان موفق میشوند از هم میپاشد.
زبان مشتری
کماستفادهترین ورودی تحقیقاتی که یک بنیانگذار دارد، انبوه چیزهایی است که مشتریان قبلاً گفتهاند. یادداشتهای فروش، تیکتهای پشتیبانی، دلایل ریزش و متن نظرات، همگی بهعنوان یک مجموعه بدون خوانده شدن آنجا نشستهاند.
پرامپت 8: استخراج زبان
اینها [یادداشتهای تماس فروش / تیکتهای پشتیبانی / متن نظرات] هستند. برگردان: (1) کلمات دقیقی که مشتریان برای مشکل به کار میبرند، عیناً کپیشده و هرگز بازنویسینشده، همراه با تعداد؛ (2) اعتراضات به ترتیب فراوانی؛ (3) ما را با چه چیزی مقایسه کردهاند؛ (4) نتیجهای که میگویند میخواهند، به زبان خودشان. هر موضوعی که در کمتر از 3 منبع ظاهر شود را بهعنوان یک مشاهده منفرد علامت بزن نه یک الگو.
عین متن یک ترجیح سبکی نیست. کلماتی که مشتریان به کار میبرند همان کلماتی هستند که باید در صفحه فرود شما ظاهر شوند، و هر بازنویسی زبان آنها را به زبان شما تبدیل میکند، دقیقاً همان چیزی که سعی داشتید حذف کنید.
پرامپت 9: از تحقیق تا متن
فقط با استفاده از زبان عینی بالا و پوزیشنینگی که انتخاب کردهایم، یک صفحه فرود پیشنویس کن: تیتر اصلی که یک نتیجه مشخص را بیان میکند، زیرتیتر، بخش مشکل به زبان خود مشتری، نحوه کار در 3 مرحله، اثبات، قویترین اعتراض پاسخدادهشده، و یک فراخوان اقدام نهایی. هیچ ادعایی فراتر از شواهد ارائهشده نباشد. هر چیزی که مجبور به اختراع آن بودی را علامت بزن.
توالی یک بعدازظهره
به همین ترتیب اجرا کن، در یک رشته گفتگوی Whizi تا هر مرحله مراحل قبلی را ببیند.
- اسکن دستهبندی و تقسیمبندی، در Gemini. حدود 40 دقیقه شامل بررسی منابع.
- تحلیل عمیق سه رقیب نزدیک شما، در Gemini. حدود 30 دقیقه.
- نقشه پوزیشنینگ و خوانش آسیبپذیری. حدود 20 دقیقه.
- استخراج زبان مشتری از هر یادداشتی که از قبل دارید، در GPT. حدود 20 دقیقه.
- ساختارهای قیمتگذاری، در GPT. حدود 20 دقیقه.
- پیشنویس صفحه فرود، در Claude، که اکنون همه موارد بالا را در زمینه دارد. حدود 20 دقیقه.
- هر منبع را باز کن. این اختیاری نیست و مرحلهای است که افراد آن را نادیده میگیرند.
نگه داشتن همه چیز در یک رشته گفتگو چیزی است که مرحله 6 را کارآمد میکند. مدل نگارش میتواند زبان واقعی رقیب و نقلقولهای واقعی مشتری را ببیند نه خلاصه شما از آنها، و همین تفاوت بین متنی است که تحقیق را منعکس میکند و متنی که فقط خاطرهای از آن است.
- هر پرامپت را نگه دار تا فصل آینده یک اجرای مجدد باشد نه یک بازنویسی
- هر جا نقلقول واقعی مشتری داری، آن را پیست کن
- برای هر ادعا یک URL بخواه و همه را باز کن
- تقسیمبندیهایی که در آنها بخشها به دلیل یکسان میخرند را رد کن
- معیار ارزش را قبل از عدد تعیین کن
- زبان مشتری را عیناً حفظ کن، هرگز بازنویسی نکن
- کل توالی را در یک رشته گفتگو اجرا کن تا مرحله نگارش متن، تحقیق را ببیند
پرسشهای متداول
آیا این فقط برای بنیانگذاران استارتاپ است؟
خیر. مشاورانی که روی پوزیشنینگ مشتری کار میکنند، اپراتورهایی که یک خط جدید راهاندازی میکنند، و متخصصان مستقلی که یک پیشنهاد را تعریف میکنند، همگی از همان پنج کار استفاده میکنند: نقشهبرداری دستهبندی، درک رقبا، تعیین قیمت، تعریف پوزیشن، و استفاده از زبان خود مشتری. پرامپتها بدون تغییر کار میکنند؛ فقط زمینه داخل کروشه فرق میکند.
چقدر میتوانم به اعداد اندازه بازار اعتماد کنم؟
هر رقم را تا زمانی که خودتان منبع را باز نکردهاید، تأییدنشده در نظر بگیرید. مدلها از دادههای بسیار کم، برآوردهای اندازه بازار با اعتمادبهنفس زیاد تولید میکنند، و سرمایهگذاران بهطور خاص در پرسیدن اینکه یک عدد از کجا آمده مهارت دارند. پرامپتهای اینجا دقیقاً به همین دلیل یک سازمان منتشرکننده، یک سال و یک URL میخواهند، و به مدل دستور میدهند بهجای میانگینگیری، ارقام مخالف را نشان دهد، چون میانگینگیری از برآوردهای غیرقابلمقایسه رایجترین راه برای اشتباه کردن با اعتمادبهنفس کامل است.
چرا برای این کار از سه مدل مختلف استفاده کنیم؟
چون پنج کار به چیزهای متفاوتی نیاز دارند. بازیابی و اسناد بلند به بزرگترین پنجره زمینه و دسترسی زنده به وب نیاز دارند. ساختارهای قیمتگذاری و استخراج به قالببندی دقیق و قابلاتکا نیاز دارند. پوزیشنینگ و متن به نثری نیاز دارند که مثل یک انسان به نظر برسد نه توصیف یک دستهبندی. اجرای آنها در یک رشته گفتگو یعنی هر مرحله میتواند مراحل قبلی را ببیند نه اینکه از خلاصه شما شروع کند.
با خروجی چه کار باید بکنم؟
پیشنویس صفحه فرود خروجی فوری است، اما خروجی پایدارتر، قالبهای ذخیرهشده و زبان عینی مشتری است. تحلیل عمیق رقیب و اسکن دستهبندی را هر فصل دوباره اجرا کن، چون هر دو کهنه میشوند، و همانطور که نقلقولهای واقعی مشتری میرسند به فایل زبان اضافهشان کن. آن فایل ورودیای میشود که هر متن آینده را مختص شرکت شما میکند.