چگونه از ChatGPT استفاده کنیم: راهنمایی عملی برای کار واقعی

پاسخ سریع

با باز کردن chatgpt.com یا اپ موبایل و نوشتن یک prompt کارمحور از ChatGPT استفاده کنید: بگویید چه کاری باید انجام شود، زمینه‌ای را که لازم دارد بچسبانید، و قالب خروجی را نام ببرید. پاسخ را با نگاه نقادانه بخوانید، بعد به جای شروع دوباره، با یک پیام پیگیری آن را پالایش کنید. پلن رایگان برای بیشتر مبتدیان کافی است.

بازش کنید و یک کار واقعی بفرستید

در هر مرورگری به chatgpt.com بروید، یا اپ ChatGPT را روی iOS، Android، Mac یا Windows نصب کنید. ورود با یک حساب ایمیل، Google، Microsoft یا Apple حدود یک دقیقه طول می‌کشد و تاریخچهٔ گفتگو، حافظه و امکان ادامه‌دادن یک گفتگو روی دستگاهی دیگر را به شما می‌دهد. اگر ترجیح می‌دهید حساب نسازید، یک حالت بدون ورود با امکانات کمتر هم هست که جداگانه در چگونه بدون حساب کاربری از ChatGPT استفاده کنیم پوشش داده شده است.

وقتی وارد شدید، کل رابط کاربری یک جعبهٔ متن است. همین سادگی دلیل کم‌استفاده‌ماندن آن است: چون چیزی برای کلیک‌کردن وجود ندارد، بیشتر مبتدیان چیزی مثل «در ایمیلم کمکم کن» تایپ می‌کنند، پاسخی کلی می‌گیرند و نتیجه می‌گیرند که این ابزار بیش از حد بزرگ‌نمایی شده است. مشکل تقریباً هیچ‌وقت از مدل نیست. مشکل این است که یک درخواست مبهم پاسخ درستی ندارد، پس مدل میانگین همهٔ پاسخ‌های ممکن را برمی‌گرداند.

برای اولین پیام‌تان به جای آن این کار را بکنید. چیزی را انتخاب کنید که واقعاً امروز باید انجامش بدهید، نه یک نمونهٔ نمایشی. مادهٔ خام را در چت بچسبانید، در یک جمله بگویید می‌خواهید با آن چه کار شود، و بگویید نتیجه چه شکلی باید داشته باشد. یک prompt اول که جواب می‌دهد این شکلی است: «این‌ها یادداشت‌های من از یک تماس با مشتری است. آن‌ها را به یک ایمیل پیگیری کوتاه تبدیل کن با یک خط موضوع، سه بند فهرست‌وار از آنچه توافق کردیم، و یک گام بعدی روشن. یادداشت‌ها: [بچسبانید].»

بعد پاسخ را بخوانید و به آن جواب بدهید. همین بخش است که مبتدیان از قلم می‌اندازند. ChatGPT کل گفتگو را پیش چشم دارد، پس «کوتاه‌تر، و تعریف و تمجید ابتدای متن را حذف کن» در چند ثانیه پیش‌نویس دوم بهتری به شما می‌دهد. باز کردن یک چت تازه و بازنویسی prompt از صفر، زمینه‌ای را که پیش‌تر داده بودید دور می‌ریزد.

Free و Go و Plus: هر پلن چه چیزی به شما می‌دهد

می‌توانید رایگان از ChatGPT استفاده کنید، و برای خیلی‌ها داستان همین‌جا تمام می‌شود. پلن رایگان مدل پرچمدار را برای تعداد محدودی پیام در اختیارتان می‌گذارد و بعد شما را به یک مدل جایگزین سبک‌تر منتقل می‌کند، به‌علاوهٔ سهمیه‌های روزانهٔ کوچکی برای ساخت تصویر، بارگذاری فایل و جستجوی وب. برای دانشجویی که ماهی چند مقاله می‌نویسد یا کسی که گاهی ایمیل پیش‌نویس می‌کند، هیچ‌چیزی بالاتر از آن لازم نیست.

پلن‌های پولی بیشتر دربارهٔ فضای تنفس و دسترسی‌اند تا هوش خام، با یک استثنای واقعی: ابزارهای استدلال عمیق‌تر و پژوهش چندمرحله‌ای. قیمت‌های زیر قیمت‌های فهرست ایالات متحده تا اوت ۲۰۲۶ هستند و OpenAI آن‌ها را در کشورهای دیگر بومی‌سازی می‌کند.

آنچه به دست می‌آوریدFreeGo (ماهی $8)Plus (ماهی $20)
مدل سریع روزمرهسقف‌دار، بعد یک مدل جایگزین سبک‌ترتقریباً ده برابر سهمیهٔ رایگانهمان سقف گزارش‌شدهٔ Go
مدل‌های استدلالی برای مسائل سختبسیار محدودسهمیهٔ محدودشامل می‌شود، با سهمیهٔ بالاتر
گزارش‌های سبک پژوهش عمیقسهمیهٔ ماهانهٔ کوچکسهمیهٔ نازک، بسیار کمتر از Plusبه‌طور محسوسی بیشتر
کارهای چندمرحله‌ای سبک عاملشامل نمی‌شودشامل نمی‌شودشامل می‌شود
ساخت تصویرروزی چند تاحدود ده برابر رایگانسقف‌های بالاتر، سریع‌تر
بارگذاری و تحلیل فایلسقف‌دارحدود ده برابر رایگانبالاترین سقف
حافظه و طول زمینهکوتاه‌ترینبلندتر از رایگانبلندترین
تبلیغاتدر بازارهای آزمایشی نمایش داده می‌شوددر بازارهای آزمایشی نمایش داده می‌شودنمایش داده نمی‌شود
دسترسی به مدل‌های تازهآخربعد از Plusاول

سقف‌های دقیق مرتب جابه‌جا می‌شوند، گاهی ماه به ماه، و شیوهٔ بازنشانی‌شان هم در طول ۲۰۲۶ تغییر کرده است. هر عدد منتشرشده، از جمله همین اعداد بالا، را یک شکل کلی بدانید نه یک برگهٔ مشخصات، و پیش از پرداخت، مقایسهٔ پلن‌ها را داخل حساب خودتان ببینید. اگر همین حالا به دیوار خورده‌اید، وقتی ChatGPT می‌گوید به سقف رسیده‌اید چه کنید توضیح می‌دهد کدام‌یک از آن سه پیام محدودیت شبیه‌به‌هم را واقعاً می‌بینید.

قاعدهٔ عملی: تا وقتی بیش از یک بار در هفته وسط کار به سقف نخورده‌اید روی پلن رایگان بمانید. از آن نقطه به بعد، ChatGPT Go در برابر Plus ارتقای ارزان‌تر را پوشش می‌دهد و آیا ChatGPT Plus ارزشش را دارد حساب سربه‌سر پلن $20 را انجام می‌دهد. هر دو از یک نقد و بررسی مفیدترند، چون پاسخ به میزان استفادهٔ شما بستگی دارد نه به خود محصول.

الگوی prompt که واقعاً جواب می‌دهد

یادگرفتن نوشتن prompt برای ChatGPT به یک دورهٔ آموزشی نیاز ندارد. چهار عنصر تقریباً همه‌چیز را پوشش می‌دهند و می‌توانید در ذهن نگهشان دارید: کار، زمینه، قالب، محدودیت.

کار. با یک فعل و یک مفعول شروع کنید. خلاصه کن، بازنویسی کن، مقایسه کن، استخراج کن، طرح کلی بده، نقد کن، برنامه‌ریزی کن، اشکال‌زدایی کن، دسته‌بندی کن، ترجمه کن. «در این کمکم کن» یک کار نیست. «این پاراگراف را طوری بازنویسی کن که یک مشتری غیرفنی بفهمدش» هست.

زمینه. به جای توصیف مادهٔ خام، خودش را بچسبانید. مخاطب، هدف، و هر چیزی را که مدل در غیر این صورت باید حدس بزند اضافه کنید: تاریخ‌ها، نام‌ها، قیمت‌ها، محدودیت‌ها، آنچه پیش‌تر امتحان کرده‌اید. همین حدس‌زدن است که جزئیات ساختگی مورد شکایت مردم را می‌سازد، و بیشتر جزئیات ساختگی به این دلیل وجود دارند که prompt یک حفره باقی گذاشته است.

قالب. این پربازده‌ترین عنصر است و همانی که بیشتر از همه جا می‌افتد. یک جدول، یک سیاههٔ وارسی، یک ایمیل با خط موضوع، پنج بند فهرست‌وار، یک خلاصهٔ دوپاراگرافی، یک یادداشت تصمیم، یا فیلدهای برچسب‌دار بخواهید. نام‌بردن قالب، یک دیوار نثر را به چیزی تبدیل می‌کند که می‌توانید مستقیم در کارتان بچسبانید.

محدودیت. طول، لحن، آنچه باید پرهیز شود، آنچه حتماً باید بیاید. «کمتر از ۱۵۰ کلمه، بدون زبان تبلیغاتی، همهٔ اعداد را بدون تغییر نگه دار» سه دور ویرایش را پیش از آنکه رخ بدهند حذف می‌کند.

یک قالب آمادهٔ قابل‌استفادهٔ مجدد: «کار تو این است که [فعل + مفعول]. زمینه: [مادهٔ خام، مخاطب، هدف]. قالب خروجی: [شکل]. محدودیت‌ها: [طول، لحن، آنچه باید بیاید، آنچه نباید بیاید]. اگر چیز مهمی جا افتاده، پیش از نوشتن بپرس.»

دو عادت نتیجه را چند برابر می‌کنند. نخست، وقتی لحن اهمیت دارد نمونه‌ای از آنچه خوب است نشان بدهید، چون یک نمونه از نوشته‌های گذشتهٔ خودتان صدا را خیلی بهتر از هر صفتی کنترل می‌کند. دوم، وقتی هنوز در حال تصمیم‌گیری هستید به جای یک پاسخ، گزینه بخواهید: «سه نسخه با زاویه‌های متفاوت بده، بعد بگو کدام را می‌فرستادی و چرا.»

۱۸ prompt، گروه‌بندی‌شده بر پایهٔ کاری که واقعاً می‌کنید

بخش‌های داخل کروشه را جایگزین کنید، مادهٔ خام خودتان را بچسبانید، و خروجی را یک پیش‌نویس اول بدانید نه نسخهٔ نهایی.

نوشتن و ایمیل

  1. «این یادداشت‌ها را به یک ایمیل پیگیری تبدیل کن با یک خط موضوع، سه بند از آنچه توافق کردیم، و یک گام بعدی. یادداشت‌ها: [بچسبانید].»
  2. «این را طوری بازنویسی کن که کوتاه‌تر و روشن‌تر باشد بدون آنکه تند به نظر برسد. همهٔ واقعیت‌ها را بدون تغییر نگه دار. متن: [بچسبانید].»
  3. «این دو نمونه از نوشتهٔ من است. [نوع محتوا] را با همان صدا پیش‌نویس کن: طول جمله، صراحت، واژگان. نمونه‌ها: [بچسبانید]. شرح کار: [بچسبانید].»
  4. «سه خط موضوع و سه جملهٔ آغازین برای این ایمیل بده، از رسمی تا خودمانی. ایمیل: [بچسبانید].»

کار و برنامه‌ریزی

  1. «این هدف را به یک برنامهٔ یک‌هفته‌ای تبدیل کن. خروجی یک جدول باشد با روز، کار، مسئول، تحویل‌دادنی، و ریسکی که می‌تواند آن را از ریل خارج کند. هدف: [هدف]. محدودیت‌ها: [تیم، مهلت].»
  2. «این یادداشت‌های جلسه را به تصمیم‌ها، پرسش‌های باز، مسئولان و مهلت‌ها خلاصه کن. هر چیز مبهمی را به جای آنکه خودت حلش کنی علامت بزن. یادداشت‌ها: [بچسبانید].»
  3. «این گزینه‌ها را از نظر هزینه، سرعت، ریسک و برگشت‌پذیری مقایسه کن. در پایان یک توصیه بده و قوی‌ترین استدلال مخالف آن را بیاور. گزینه‌ها: [بچسبانید].»
  4. «این پیام مشتری را بخوان و پاسخی پیش‌نویس کن که شکایت مشخص او را به رسمیت بشناسد، بگوید ما چه خواهیم کرد، و یک تاریخ بدهد. پیام: [بچسبانید].»

یادگیری و توضیح‌دادن

  1. «[مفهوم] را برای فرد باهوشی توضیح بده که هرگز با آن روبه‌رو نشده است. یک تشبیه، یک مثال حل‌شده، و بعد سه اشتباه رایج مبتدیان را بیاور.»
  2. «می‌خواهم [کار] را انجام بدهم و هرگز پیش از این انجامش نداده‌ام. فهرست کن چه چیزهایی باید تصمیم بگیرم، چه چیزهایی باید جمع کنم، و دو جایی که مردم معمولاً گیر می‌کنند.»
  3. «مرا دربارهٔ [موضوع] با ده پرسش با دشواری فزاینده آزمون کن. هر بار یک پرسش بپرس، منتظر پاسخم بمان، و پیش از رفتن به بعدی بگو کجا را اشتباه گفتم.»

اسناد و داده

  1. «این سند را بخوان و اول یک نقشه به من بده: بخش‌ها، هرکدام چه چیزی را پوشش می‌دهند، و ادعاهای مهم کجا نشسته‌اند. بعد صبر کن. سند: [بچسبانید یا بارگذاری کنید].»
  2. «هر [تعهد، تاریخ، قیمت، نام] را از این متن در یک جدول استخراج کن، با عین عبارت نقل‌شده و محل آن. خلاصه یا بازگویی نکن. متن: [بچسبانید].»
  3. «این فهرست نامرتب را به یک جدول تمیز تبدیل کن. هر چیز نامطمئنی را به جای حدس‌زدن نامعلوم علامت بزن، و قواعدی را که به کار بستی فهرست کن. داده: [بچسبانید].»

کد

  1. «توضیح بده این کد چه کار می‌کند، کجا ممکن است شکست بخورد، و چه تست‌هایی اطمینان را بالا می‌برند. مخاطب یک برنامه‌نویس تازه‌کار است. کد: [بچسبانید].»
  2. «این یک خطا، این کد، و این چیزی است که انتظار داشتم. محتمل‌ترین علت‌ها را به ترتیب احتمال فهرست کن، بعد کوچک‌ترین گام تشخیصی برای هرکدام را بگو. هنوز اصلاحی پیشنهاد نده. [بچسبانید].»

شخصی

  1. «روزم را از روی این فهرست کارها برنامه‌ریزی کن. آن‌ها را به کار عمیق، کار اداری، بردهای سریع و قابل‌تعویق دسته‌بندی کن، و بگو اگر دو ساعت را از دست بدهم چه چیزی را کنار بگذارم. فهرست: [بچسبانید].»
  2. «باید گفتگوی دشواری دربارهٔ [موقعیت] داشته باشم. کمکم کن آماده شوم: احتمالاً چه خواهند گفت، چه چیزی را نباید بگویم، و سه راه برای شروع.»

آن‌هایی را که جواب می‌دهند ذخیره کنید. یک prompt که هفتگی دوباره به کارش می‌برید از پنجاه prompt که یک بار امتحان کردید ارزشمندتر است، و چسباندن یک prompt ذخیره‌شده ده ثانیه طول می‌کشد در برابر دو دقیقه بازنویسی آن از حافظه.

امکاناتی که ارزش روشن‌کردن دارند

بارگذاری فایل. یک PDF، صفحه‌گسترده، تصویر یا سند را داخل چت بکشید و دربارهٔ آن پرسش کنید. این سریع‌ترین بردی است که بیشتر مردم امتحانش نکرده‌اند. پیش از آنکه تفسیر بخواهید، استخراج با عین عبارت نقل‌شده بخواهید، چون خلاصهٔ سندی که خودتان بررسی‌اش نکرده‌اید یک ادعاست، نه یک واقعیت.

جستجوی وب. ChatGPT می‌تواند وب را جستجو کند و پیوند برگرداند، و همین آن را از مدلی که الگوها را به یاد می‌آورد به چیزی تبدیل می‌کند که می‌تواند بگوید این هفته چه اتفاقی افتاده است. استنادها ارزش باز کردن دارند نه اعتماد کردن، چون پیوندی که به یک جمله چسبیده اثبات نمی‌کند که آن پیوند جمله را پشتیبانی می‌کند.

حالت صوتی. به جای تایپ حرف بزنید. برای بلند فکر کردن، تمرین یک گفتگو، یا کار کردن وقتی دست‌هایتان مشغول است واقعاً مفید است، و برای فکرهای نیم‌بند و درهم‌ریخته خیلی بهتر از دیکته کردن عمل می‌کند.

دستورالعمل‌های سفارشی. یک فیلد در تنظیمات که در آن توصیف می‌کنید چه کسی هستید و پاسخ‌ها را چطور می‌خواهید، و به هر چت تازه اعمال می‌شود. یک بار پر کردن آن، همان سه اصلاحی را که مدام تایپ می‌کرده‌اید حذف می‌کند. کوتاه و مشخص نگهش دارید: چه کار می‌کنید، معمولاً روی چه چیزی کار می‌کنید، و چه سبک پاسخی می‌خواهید.

حافظه. ChatGPT می‌تواند جزئیات را در گفتگوهای مختلف نگه دارد. راحت است، و ارزش دارد گاهی مرورش کنید: تنظیمات حافظه نشان می‌دهد چه چیزی ذخیره کرده و اجازه می‌دهد ورودی‌ها را تک‌تک حذف کنید. اگر دستگاه را با کسی به اشتراک می‌گذارید یا با مواد حساس کار می‌کنید، بدانید داخلش چیست.

پروژه‌ها. چت‌های مرتبط را با فایل‌ها و دستورالعمل‌های مشترک گروه‌بندی کنید تا هر بار که به یک کار در جریان برمی‌گردید مجبور نباشید همان پیشینه را دوباره توضیح بدهید.

یک قاعده که بر همهٔ موارد بالا اولویت دارد: سوابق مشتری، داده‌های کارکنان، اطلاعات سلامت یا مالی، اطلاعات ورود، یا کد اختصاصی را در هیچ حسابی که سازمانتان تأیید نکرده نچسبانید. این هیچ ربطی به ChatGPT به‌طور خاص ندارد و کاملاً به این واقعیت مربوط است که دادهٔ چسبانده‌شده از کنترل شما خارج می‌شود.

ChatGPT در چه چیزهایی ضعیف است و چطور بررسی‌اش کنیم

مفید بودن با ChatGPT یعنی دانستن اینکه کجا شکست می‌خورد، و شکست‌ها به جای تصادفی بودن قابل‌پیش‌بینی‌اند. این ابزار متنی تولید می‌کند که با الگوی یک پاسخ درست جور درمی‌آید، و این چیزی متفاوت از خودِ پاسخ درست است، و آن دو تنها از روی لحن از هم قابل‌تشخیص نیستند.

نقاط ضعف قابل‌اتکا: واقعیت‌های مشخصی که به آن داده نشده‌اند، به‌ویژه تاریخ‌ها، قیمت‌ها، آمارها، نسخه‌ها، و جزئیات حقوقی یا پزشکی که بر حسب حوزهٔ قضایی فرق می‌کنند. استنادها، که می‌توانند باورپذیر و در عین حال غلط باشند، از جمله نویسندگان واقعی که به مقاله‌هایی نسبت داده می‌شوند که وجود ندارند. حساب و شمارش در سراسر یک سند طولانی، جایی که به جای شمردن تقریب می‌زند. رویدادهای اخیر، مگر آنکه جستجو واقعاً روشن باشد. هر چیزی دربارهٔ شما یا سازمانتان که خودتان نچسبانده‌اید. و اطمینان خودش، که چه یقین داشته باشد چه حدس بزند یکسان می‌ماند.

بررسی‌ها وقتی به عادت تبدیل شوند سریع‌اند. پیش از آنکه چیزی را بفرستید، منتشر کنید یا بر پایه‌اش اقدام کنید: هر عدد، تاریخ، نام و نقل‌قول را با منبع راستی‌آزمایی کنید. هر استنادی را که وزن دارد باز کنید. بپرسید «چه چیزی این را غلط می‌کند، و چه فرض‌هایی گذاشتی؟» و پاسخ را بخوانید، چون اغلب صادقانه‌تر از پاسخ اصلی است. برای اسناد، از آن بخواهید عبارتی را که هر نتیجه‌گیری مهم را پشتیبانی می‌کند نقل کند، بعد بررسی کنید که آن عبارت واقعاً وجود دارد. برای کد، اجرایش کنید و diff را بخوانید.

یک پاس نظر دوم تقریباً هیچ هزینه‌ای ندارد و مقدار شگفت‌آوری خطا می‌گیرد: خروجی را دوباره بچسبانید و ضعیف‌ترین ادعای داخلش را بخواهید، یا همان پرسش را به مدلی دیگر بفرستید و ببینید آیا پاسخ‌ها با هم می‌خوانند. اختلاف میان دو مدل نشانهٔ قابل‌اتکایی است که پرسش سخت‌تر از آن است که به نظر می‌رسد. چرا هوش مصنوعی اشتباه می‌کند توضیح می‌دهد چرا این یک ویژگی ساختاری است نه ایرادی که منتظر وصله باشد.

وقتی مدلی دیگر کار را بهتر انجام می‌دهد

ChatGPT قوی‌ترین پیش‌فرض همه‌منظوره و جای خوبی برای انجام بیشتر کارهایتان است. بهترین ابزار برای هر کاری نیست، و دانستن آن معدود مواردی که چیز دیگری برنده می‌شود بیشتر از هر ترفند prompt در وقت شما صرفه‌جویی می‌کند.

اگر کار این باشدChatGPT چطور استبه جایش این را در نظر بگیرید
پرسش‌های روزمره، پیش‌نویس‌ها، برنامه‌ریزیپیش‌فرض درست، گسترده‌ترین مجموعهٔ امکاناتهیچ‌چیز، همین‌جا بمانید
نوشتنی که صدایش باید از ویرایش جان سالم به در ببردبرای گستره و حجم خوب استClaude، که معمولاً به پاکسازی کمتری در لحن نیاز دارد
پژوهشی که باید منابعش را باز کنیدترکیب خوب، استنادها نیاز به بررسی دارندPerplexity، که پاسخ را با پیوند ضمیمه می‌دهد
اسناد بسیار بزرگ یا کل یک پایگاه کدبا اسناد کاری معمول راحت استGemini، در حد نهایی کلاس یک میلیون توکن
کار تصویری تولیدیبرای یک تصویرسازی سریع راحت استFlux یا Stable Diffusion برای کنترل و یکدستی
تصمیمی که هزینهٔ واقعی داردیک پاسخ خوبدو مدل، بعد مقایسه در جایی که اختلاف دارند

عادتی که ارزش ساختن دارد تغییر وفاداری نیست. مسیریابی است: توجه به اینکه کدام ابزار برای کدام نوع کار برنده می‌شود و نوشتن همان. چهار یا پنج مشاهده از کار خودتان از هر مقالهٔ مقایسه‌ای، از جمله همین یکی، بهتر است. بهترین هوش مصنوعی برای استفاده داوری‌های کار به کار را دارد، ChatGPT در برابر Claude در برابر Gemini این سه را رودررو مقایسه می‌کند، و چگونه از چند مدل هوش مصنوعی با هم استفاده کنیم چرخهٔ پیش‌نویس با یکی و بازبینی با دیگری را پوشش می‌دهد که بیشترین خطاها را می‌گیرد.

هیچ‌کدام از این‌ها به پرداخت چند اشتراک نیاز ندارد. به این نیاز دارد که وقتی پاسخ اهمیت دارد بتوانید همان prompt را به بیش از یک مدل بفرستید، و توجه کنید که مدام سراغ کدام‌یک می‌روید.

هفتهٔ اول شما

هفتهٔ اول دربارهٔ چسباندن ChatGPT به کاری است که همین حالا انجام می‌دهید، نه پیدا کردن کار تازه برای آن. کسانی که بعد از یک ماه رهایش می‌کنند معمولاً همان‌هایی‌اند که به جای کارهای واقعی از آن برای نمایش استفاده کرده‌اند.

روز اول و دوم: از آن برای یک کار تکراری که برایتان خسته‌کننده است استفاده کنید. خلاصه‌کردن یادداشت‌ها، پیش‌نویس یک پاسخ روتین، مرتب‌کردن یک فهرست. همان کار، همان prompt، دو بار.

روز سوم و چهارم: دستورالعمل‌های سفارشی را پر کنید، بعد یک سند واقعی بارگذاری کنید و از آن پرسش کنید. همین دو کار بیش از هر چیز دیگری در تنظیمات، تجربه را تغییر می‌دهند.

روز پنجم و ششم: کاری با مهلت واقعی بردارید و الگوی کامل، از جمله پاس راستی‌آزمایی، را روی آن اجرا کنید. توجه کنید چقدر ویرایش میان پیش‌نویس آن و چیزی که حاضرید بفرستید فاصله است، چون همان عدد، و نه یک محک فنی، ارزش این ابزار برای شماست.

روز هفتم: به آنچه از آن استفاده کردید نگاهی به عقب بیندازید. کارهایی که تکرار می‌شوند به prompt‌های ذخیره‌شده تبدیل می‌شوند. کارهایی که خروجی‌شان ناامیدتان کرد همان‌هایی‌اند که باید پیش از فرض‌کردن اینکه هوش مصنوعی از پسشان برنمی‌آید در مدلی دیگر امتحان کنید. کل تمرین همین است و بقیه‌اش جزئیات است.

فهرست بررسی
  • با یک کار واقعی از امروز شروع کنید، نه با یک پرسش آزمایشی
  • به جای توصیف مادهٔ منبع، خودش را بچسبانید
  • در هر prompt قالب خروجی را نام ببرید: جدول، ایمیل، بندهای فهرست‌وار، سیاههٔ وارسی، یادداشت
  • برای پالایش به همان گفتگو پاسخ بدهید، به جای باز کردن چت تازه و بازنویسی prompt
  • یک بار دستورالعمل‌های سفارشی را پر کنید تا از تکرار همان اصلاح‌ها خلاص شوید
  • تا وقتی بیش از یک بار در هفته وسط کار به سقف نخورده‌اید روی پلن رایگان بمانید
  • پیش از اقدام بر پایهٔ پاسخ، هر عدد، تاریخ، نام، نقل‌قول و استناد را راستی‌آزمایی کنید
  • دادهٔ مشتری، کارکنان، سلامت، مالی و اطلاعات ورود را از جعبهٔ چت بیرون نگه دارید
  • وقتی تصمیم هزینهٔ واقعی دارد، همان prompt را به یک مدل دوم هم بفرستید
  • prompt‌هایی را که جواب می‌دهند ذخیره کنید تا به جای یک کار یک‌باره به یک گردش کار تبدیل شوند

پرسش‌های متداول

چطور استفاده از ChatGPT را شروع کنم؟

chatgpt.com را باز کنید یا اپ را نصب کنید، وارد شوید، و یک prompt کارمحور بنویسید: چه کاری باید انجام شود، مادهٔ خامی که لازم دارد، و قالبی که می‌خواهید برگردد. به جای یک پرسش آزمایشی چیزی واقعی از روز خودتان انتخاب کنید، بعد به جای شروع دوباره، پاسخ را با یک پیام پیگیری پالایش کنید.

آیا می‌توانم رایگان از ChatGPT استفاده کنم؟

بله. پلن رایگان مدل پرچمدار را برای تعداد محدودی پیام در اختیارتان می‌گذارد و بعد شما را به یک مدل جایگزین سبک‌تر منتقل می‌کند، به‌علاوهٔ سهمیه‌های روزانه برای ساخت تصویر، بارگذاری فایل و جستجوی وب. همین بیشتر استفاده‌های معمولی را پوشش می‌دهد. پرداخت، فضای تنفس، دسترسی سریع‌تر به امکانات تازه، و ابزارهای استدلال و پژوهش عمیق‌تر را می‌خرد.

چطور prompt های بهتری برای ChatGPT بنویسم؟

از چهار عنصر استفاده کنید: کار، زمینه، قالب و محدودیت. با یک فعل شروع کنید، به جای توصیف، مادهٔ خام واقعی را بچسبانید، شکلی را که می‌خواهید برگردد نام ببرید، و طول، لحن و آنچه باید پرهیز شود را بگویید. نام‌بردن قالب خروجی تنها تغییری است که بیشتر پاسخ‌ها را بهتر می‌کند.

ChatGPT چه کارهایی می‌تواند بکند؟

متن پیش‌نویس و بازنویسی می‌کند، یادداشت‌ها و اسناد را خلاصه می‌کند، دادهٔ ساختارمند استخراج می‌کند، مفاهیم را توضیح می‌دهد، کار را برنامه‌ریزی می‌کند، گزینه‌ها را مقایسه می‌کند، کد می‌نویسد و بازبینی می‌کند، ترجمه می‌کند، فایل‌ها و تصاویر بارگذاری‌شده را می‌خواند، تصویر می‌سازد و وب را جستجو می‌کند. این یک ابزار پیش‌نویسی و استدلال است، پس خروجی نقطهٔ شروع است نه پاسخ نهایی.

آیا ChatGPT دقیق است و چطور بررسی‌اش کنم؟

چه درست بگوید چه نه روان حرف می‌زند، و وقتی حدس می‌زند لحنش تغییر نمی‌کند. هر عدد، تاریخ، نام، نقل‌قول و استناد را با یک منبع راستی‌آزمایی کنید. بپرسید چه فرض‌هایی گذاشته و چه چیزی پاسخ را غلط می‌کند. برای هر چیزی که هزینه دارد، همان پرسش را به یک مدل دوم بفرستید و به جایی که با هم اختلاف دارند نگاه کنید.

از ChatGPT استفاده کنم یا از یک هوش مصنوعی دیگر؟

ChatGPT بهترین پیش‌فرض واحد است و بیشتر کارها را خوب پوشش می‌دهد. Claude معمولاً در نوشتار حساس به لحن به پاکسازی کمتری نیاز دارد، Perplexity وقتی به منابع قابل‌بازکردن نیاز دارید بهتر است، و Gemini در حد نهایی اسناد بسیار بزرگ پیشتاز است. به جای انتخاب یکی برای همیشه، یادداشت کنید کدام ابزار برای کدام کار برنده می‌شود و بر همان اساس مسیریابی کنید.