چگونه از Claude استفاده کنیم: راهنمایی کارمحور برای مبتدیان

پاسخ سریع

برای استفاده از Claude، claude.ai یا اپ Claude را باز کنید، به‌رایگان وارد شوید و کاری را بنویسید که سه چیز به آن پیوست باشد: زمینه‌ای که Claude به آن نیاز دارد، محدودیت‌هایی که باید رعایت کند، و قالب خروجی که می‌خواهید. اسناد را به جای چسباندن، بارگذاری کنید، پیش‌نویس اول را اصلاح کنید، و وقتی موضوع عوض شد گفتگوی تازه‌ای شروع کنید.

شروع کار، و اینکه چقدر هزینه دارد

Claude دستیار هوش مصنوعی Anthropic است. در مرورگر روی claude.ai و در اپ‌های موبایل و دسکتاپ اجرا می‌شود، و کار با آن در همهٔ این‌ها یکسان است: درخواستی می‌نویسید، پاسخ می‌دهد، و گفتگو همان‌جا می‌ماند تا بتوانید به پاسخ اعتراض کنید. ساختن حساب رایگان است و یک دقیقه طول می‌کشد. Anthropic حساب‌ها را بر پایهٔ کشور محدود می‌کند نه بر پایهٔ پرداخت، پس اگر ثبت‌نام یکسره شکست خورد، پیش از آنکه فرض کنید چیزی خراب است فهرست مناطق پشتیبانی‌شده را بررسی کنید.

حتی اگر از پیش قصد پرداخت دارید، از پلن رایگان شروع کنید. رایگان یک محصول کارآمد است نه یک نمایش. پیش‌نویس می‌نویسد و ویرایش می‌کند، اسنادی را که بارگذاری می‌کنید می‌خواند، وب را جستجو می‌کند، چیزهایی را که در گفتگوهای پیشین گفته‌اید به یاد می‌آورد، و اجازه می‌دهد تا پنج Project بسازید. یک هفته روی پلن رایگان دو چیز را به شما می‌گوید که هیچ نقدی نمی‌تواند: اینکه آیا نوشتارش را می‌پسندید، و اینکه آیا خودتان به محدودیت‌ها می‌خورید.

چه چیزی به دست می‌آوریدFreePro (حدود $20 در ماه)
نوشتن، ویرایش و پرسش‌های روزمرهبلهبله
جستجوی وببلهبله
حافظه در میان گفتگوهابلهبله
بارگذاری اسناد و تصاویربلهبله
Projectsبله، با سقف پنج تابدون سقف، به‌همراه بازیابی عمیق‌تر روی مواد بارگذاری‌شده
انتخاب میان مدل‌های Claudeیک مدل پیش‌فرضمدل‌های بیشتر، از جمله قوی‌ترها
Claude Code، عامل برنامه‌نویسی ترمینالخیربله، با مصرف محدود
مصرف پیش از آنکه از شما خواسته شود صبر کنیدیک پنجرهٔ نشست که هر پنج ساعت بازنشانی می‌شودبه‌مراتب بیشتر، به‌همراه یک سقف هفتگی که هدفش مصرف بسیار سنگین است
دسترسی اولویت‌دار وقتی تقاضا بالاستخیربله

قیمت‌ها قیمت‌های فهرست ایالات متحدهٔ Anthropic تا اوت ۲۰۲۶ هستند و در کشورهای مختلف فرق می‌کنند، و رده‌های سنگین‌تر Max بالای Pro قرار دارند. اگر مشخصاً دربارهٔ ارتقا تردید دارید، آیا Claude رایگان به‌قدر کافی خوب است یک آزمون یک‌هفته‌ای دارد و آیا Claude Pro ارزشش را دارد پوشش می‌دهد که پلن پولی چه چیزی را عوض می‌کند و چه چیزی را همچنان عوض نمی‌کند.

Claude در چه چیزهایی قوی‌ترین است

سه چیز، به‌طور پایدار، و دانستن آن‌ها بیشترِ همان چیزی است که یک هفتهٔ اول خوب را از یک هفتهٔ اول آزاردهنده جدا می‌کند.

نوشتاری که ویرایش کمتری می‌خواهد. یک یادداشت خام، یک ایمیل دشوار یا مجموعه‌ای از یادداشت‌ها به Claude بدهید و پیش‌نویسی که برمی‌گردد معمولاً پیش از آنکه حاضر باشید بفرستیدش به اصلاحات کمتری از گزینه‌های دیگر نیاز دارد. لحن را حفظ می‌کند، دستورهای ظریف سبکی را دنبال می‌کند، و از ریتم‌های پرگویانه‌ای که تشخیص متن هوش مصنوعی را آسان می‌کنند دوری می‌کند. این روشن‌ترین دلیل واحدی است که مردم آن را انتخاب می‌کنند.

خواندن مواد طولانی و متراکم. قراردادها، پرونده‌ها، مقاله‌های پژوهشی، بسته‌های هیئت‌مدیره، رونوشت مصاحبه‌ها. Claude با قیدها و استثناها بادقت رفتار می‌کند به جای آنکه همه چیز را در یک خلاصهٔ مرتب مسطح کند، و بیش از بیشتر دستیارها حاضر است بگوید یک سند به پرسش شما پاسخ نمی‌دهد، به جای آنکه چیزی بسازد که شبیه پاسخ به نظر می‌رسد.

بازبینی کد، نه فقط نوشتن آن. بپرسید چه چیزی ممکن است بشکند، وابستگی پنهان کجاست، و کدام تست‌ها واقعاً ثابت می‌کنند که اصلاح جواب داده، و پاسخ‌ها معمولاً مشخص‌اند. همچنین به جای آنکه با خوشرویی هر چه خواستید را پیاده کند، در برابر یک رویکرد مقاومت می‌کند، و این همان رفتار مفید در یک بازبین است.

دو عادت دیگر که ارزش دارد زود بدانیدشان. Claude اصلاح را خوب می‌پذیرد: به آن بگویید بند سوم اشتباه است و معمولاً درست تنظیم می‌کند به جای آنکه عذرخواهی کند و همان حرف را با صفت‌های تازه تکرار کند. و بریف‌های طولانی را دنبال می‌کند، پس یک فهرست نُه‌بندی از محدودیت‌ها معمولاً با رعایت هر نُه مورد برمی‌گردد.

کاری که نمی‌کند: تصویر تولید نمی‌کند، و صدا به‌مراتب عقب‌تر از ChatGPT و Gemini است. کار با زمینهٔ بسیار بزرگ، کل یک پایگاه کد یا یک سال رونوشت، قلمرو Gemini است. Claude در برابر ChatGPT نسخهٔ رودررویِ همهٔ این‌ها را با prompt‌هایی دارد که خودتان می‌توانید اجرا کنید.

الگوی prompt که جواب می‌دهد

راهنمای مهندسی prompt خودِ Anthropic و تجربهٔ بیشتر کاربران سنگین به یک جا می‌رسند: صریح باشید، زمینه بدهید، و بگویید خروجی باید چه شکلی باشد. چهار بخش، به همین ترتیب.

کار. فعل، ساده و روشن. پیش‌نویس بنویس، بازنویسی کن، خلاصه کن، استخراج کن، مقایسه کن، بازبینی کن، نقد کن، برنامه‌ریزی کن، توضیح بده. «در این مورد کمکم کن» یک کار نیست. «این بند را طوری بازنویسی کن که ۴۰ درصد کوتاه‌تر شود بدون آنکه هشدار مربوط به تاریخ‌های تحویل از دست برود» یک کار است.

زمینه. برای چه کسی است، او از پیش چه می‌داند، می‌خواهید به چه چیزی برسید، و مادهٔ خام. Claude وقتی بیشتر بگویید کمتر حدس می‌زند، و در استفاده از پیش‌زمینه‌ای که دستیارهای دیگر نادیده می‌گیرند به‌طور غیرعادی خوب است. بخش‌های ناخوشایند را هم بگنجانید: مهلتی که عقب افتاد، کسی که آزرده خواهد شد، محدودیتی که نمی‌توانید تغییرش دهید.

محدودیت‌ها. آنچه باید از آن پرهیز کند به‌اندازهٔ آنچه باید بگنجاند اهمیت دارد. طول، لحن، عبارت‌های ممنوع، واقعیت‌هایی که نباید عوض شوند، ادعاهایی که نمی‌توانید بکنید. «هر عدد را دقیقاً همان‌طور که آورده‌ام نگه دار» و «تعریف و تمجید اضافه نکن» هرکدام یک شکست مشخص را درست می‌کنند که وگرنه دستی حذفش می‌کردید.

قالب. یک جدول، یک یادداشت، یک ایمیل با خط موضوع، یک سیاههٔ بررسی، پنج بولت، یک پاسخ دوبندی. نام‌بردن شکل، یک پاسخ مبهم را به چیزی قابل‌استفاده تبدیل می‌کند، و ارزان‌ترین بهبود واحدی است که در دسترس دارید.

اسکلت آمادهٔ کپی: کار تو این است که [کار]. زمینه: [مخاطب، هدف، پیش‌زمینه، مادهٔ منبع]. محدودیت‌ها: [لحن، طول، آنچه باید بیاید، آنچه نباید بیاید، واقعیت‌هایی که باید حفظ شوند]. قالب: [جدول/ایمیل/یادداشت/سیاههٔ بررسی]. پیش از آنکه بنویسی، هر چیزی را که از من کم داری فهرست کن.

آن جملهٔ آخر جای خود را حق دارد. پرسیدن از Claude که چه چیزی کم دارد، پیش از آنکه پیش‌نویس بنویسد، فرضی را که می‌خواست بگذارد آشکار می‌کند، و پاسخ‌دادن به یک پرسش سریع‌تر از بازنویسی سه بند است که روی یک حدس ساخته شده‌اند. مهندسی prompt برای مبتدیان اگر بخواهید عمیق‌تر به این فن می‌پردازد.

۱۸ prompt برای شروع

بخش‌های داخل کروشه را جایگزین کنید، مادهٔ خودتان را جایی که می‌گوید بچسبانید قرار دهید، و آن‌هایی را که جواب می‌دهند نگه دارید. ذخیره‌کردن prompt‌هایی که ارزش خود را ثابت می‌کنند همان چیزی است که Claude را از یک چیز تازه به ابزاری تبدیل می‌کند که واقعاً سراغش می‌روید.

نوشتن و ایمیل

  1. این یک نسخهٔ خام از چیزی است که می‌خواهم بگویم. آن را طوری بازنویسی کن که حرفه‌ای به نظر برسد اما همچنان انگار انسانی نوشته‌اش. هر واقعیت را دقیقاً همان‌طور که آورده‌ام نگه دار. بدون تعریف و تمجید، بدون شروع‌های پرکننده. کمتر از ۱۵۰ کلمه. پیش‌نویس: [بچسبانید].
  2. پیامی بنویس که به [شخص] بگوید [موضوع دشوار]. مستقیم اما نه سرد. زیادی عذرخواهی نکن، و حاشیه‌روی‌ای اضافه نکن که بحث بر سر خودِ موضوع را دعوت کند. با یک گام بعدی روشن و یک تاریخ تمام کن.
  3. این را با صدای نمونهٔ زیر بازنویسی کن. طول جمله‌ها، صراحت و میزان توضیح‌دادن را مطابقت بده. هیچ واقعیتی و ترتیب استدلال را عوض نکن. نمونه: [بچسبانید]. پیش‌نویس: [بچسبانید].
  4. سه ضعیف‌ترین نکتهٔ این نوشته را به من بگو. هرکدام را عیناً نقل کن. آن را بازنویسی نکن، و به من نگو چه چیزش خوب است. پیش‌نویس: [بچسبانید].

اسناد و خواندن

  1. سند پیوست را بخوان و این‌ها را به من بده: پنج چیزی که بیشترین اهمیت را دارند، هر چیزی که برایم هزینه می‌تراشد یا تعهد ایجاد می‌کند، و هر چیز مهمی که مبهم است یا جا افتاده. برای هر نکته متن دقیق را نقل کن تا بتوانم بررسی‌اش کنم.
  2. این دو سند را مقایسه کن. جدولی از هر جایی که با هم اختلاف دارند بساز، با عبارت هر طرف و اینکه کدام برای من مساعدتر است. بخش‌هایی را که توافق دارند خلاصه نکن.
  3. از این رونوشت، هر تصمیم، هر مسئول و هر مهلت را در یک جدول استخراج کن. هر چیزی را که بحث شد اما تصمیمی درباره‌اش گرفته نشد به‌عنوان باز علامت بزن. مسئولی را که نامش برده نشده استنباط نکن. رونوشت: [بچسبانید].
  4. این یک گزارش است. پیش از آنکه چیزی را خلاصه کنی، یک نقشه به من بده: هر بخش چه چیزی را پوشش می‌دهد و چقدر طولانی است. من به تو می‌گویم کدام بخش‌ها را بادقت بخوانی.

اندیشیدن و تصمیم‌گرفتن

  1. دارم میان [گزینه‌ها] تصمیم می‌گیرم. آن‌ها را بر پایهٔ این معیارها امتیاز بده: هزینه، سرعت، ریسک، برگشت‌پذیری، و اثر روی [گروه]. با یک توصیه و قوی‌ترین استدلال علیه آن تمام کن.
  2. خلاف موضع این سند را تا جایی که می‌توانی متقاعدکننده استدلال کن، فقط با شواهدی که واقعاً درون خودش هست. بعد به من بگو کدام‌یک از استدلال‌های مخالفت را باید جدی‌تر بگیرم. سند: [بچسبانید].
  3. این برنامهٔ من است. فرض‌هایی را که به آن‌ها وابسته است فهرست کن، مرتب‌شده بر اساس اینکه اگر آن فرض غلط باشد چقدر آسیب می‌زند. هنوز بهبودی پیشنهاد نکن. برنامه: [بچسبانید].

کد

  1. این diff را از نظر درستی، حالت‌های مرزی و ریسک بازگشت خطا بازبینی کن. چیزهایی را که واقعاً ممکن است در محیط عملیاتی بشکنند بر ترجیح‌های سبکی اولویت بده. به من بگو کدام تست‌ها ثابت می‌کنند اصلاح جواب داده. Diff: [بچسبانید].
  2. توضیح بده این کد چه می‌کند، کجا احتمال دارد شکست بخورد، و یک برنامه‌نویس تازه‌وارد چه چیزی را دربارهٔ آن اشتباه می‌فهمد. آن را برای کسی که هرگز این پایگاه کد را ندیده خوانا نگه دار. کد: [بچسبانید].
  3. این یک خطا، کد مربوطه، و آن چیزی است که انتظار داشتم رخ دهد. سه محتمل‌ترین علت را به ترتیب، کوچک‌ترین گام تشخیصی برای هرکدام، و امن‌ترین اصلاح را به من بده. چیزی را که دربارهٔ آن نپرسیده‌ام بازآرایی نکن. [بچسبانید].
  4. دارم [رویکرد] را برای [مسئله] در نظر می‌گیرم. علیه آن استدلال کن. در ده برابر مقیاس فعلی چه چیزی می‌شکند، و شش ماه دیگر بابت چه چیزی پشیمان می‌شوم؟

یادگیری و روزمره

  1. [مفهوم] را برای آدم باهوشی توضیح بده که هرگز با آن روبه‌رو نشده است. یک تشبیه، بعد یک مثال ملموس، بعد سه اشتباهی که مبتدیان می‌کنند. بدون اصطلاح تخصصی مگر آنکه در همان جمله تعریفش کنی.
  2. روزی [زمان] برای [تعداد] هفته وقت دارم تا [مهارت] را یاد بگیرم. برنامه‌ای با تمرین روزانه، یک ایست بازرسی در میانهٔ راه، و یک پروژهٔ کوچک تمام‌شده در پایان بساز.
  3. این فهرست کارها و تقویم من برای فرداست. کارها را به کار عمیق، کار اداری، بردهای سریع و چیزهایی که باید کنار گذاشت دسته‌بندی کن، و به من بگو چه چیزی جا نمی‌شود. دربارهٔ مدت‌زمان کارها خوش‌بین نباش. [بچسبانید].

اسناد، Projects و Artifacts

سه امکان، کار روزمره با Claude را عوض می‌کنند، و مبتدیان معمولاً دیر پیدایشان می‌کنند.

اسناد را به جای چسباندن، بارگذاری کنید. پیوست‌کردن یک PDF، صفحه‌گسترده یا تصویر، فایل واقعی را به Claude می‌دهد نه هر چه از کپی و چسباندن جان به در برده، و این ساختار را حفظ می‌کند و نمی‌گذارد جدول‌ها به آش درهم تبدیل شوند. برای فایل‌های طولانی، اول نقشهٔ سند را بخواهید، بعد استخراج از بخش‌هایی را که برایتان مهم است بخواهید، بعد نقل‌قول‌ها را با اصل سند بسنجید. آن توالی بیش از خواستن یک خلاصه در یک نوبت، خطا می‌گیرد.

Projects زمینه را نگه می‌دارد تا مجبور نشوید خودتان را تکرار کنید. یک Project فضای کاری‌ای با مواد بارگذاری‌شده و دستورهای خودش است. یک راهنمای سبک، یک سند صدای برند و سه نمونه از کارهای خوب گذشته را در یکی بگذارید، و هر گفتگویی که درون آن شروع شود از پیش آن‌ها را می‌داند. حساب‌های رایگان می‌توانند تا پنج تا بسازند؛ پلن‌های پولی سقف را برمی‌دارند و بازیابی عمیق‌تری روی موادی که بارگذاری می‌کنید اضافه می‌کنند. برای هر چیزی که مکرر تولید می‌کنید، این همان امکانی است که عادت‌هایتان را عوض می‌کند.

Artifacts کار را کنار گفتگو نمایش می‌دهد. وقتی Claude یک سند، یک تکه کد یا یک چیز تعاملی کوچک تولید می‌کند، در پنلی کنار چت ظاهر می‌شود و همان‌جا با درخواست تغییر شما به‌روز می‌شود، به جای آنکه دوباره به شکل دیواری از متن چاپ شود. تکرار روی یک پیش‌نویس از این راه بسیار آسان‌تر از بالا رفتن در تاریخچهٔ چت برای یافتن نسخه‌ای است که پسندیده بودید.

یک عادت که هیچ هزینه‌ای ندارد و مدام کمک می‌کند: وقتی موضوع عوض شد، گفتگوی تازه‌ای شروع کنید. Claude در هر نوبت کل گفتگو را از نو می‌خواند، پس رشته‌ای که در چهار موضوع نامرتبط چرخیده هم کندتر و هم پرهزینه‌تر از چهار رشتهٔ کوتاه است، و هرچه تاریخچهٔ بی‌ربط انباشته شود پاسخ‌ها بدتر می‌شوند.

محدودیت‌ها، و اینکه واقعاً چطور رفتار می‌کنند

مصرف با توکن سنجیده می‌شود نه با تعداد پیام، و همین واقعیت تقریباً هر تجربهٔ گیج‌کننده‌ای را که مردم دارند توضیح می‌دهد. یک سند در هر نوبتِ گفتگویی که در آن نشسته دوباره پردازش می‌شود، پس یک پرسش دربارهٔ یک PDF دویست صفحه‌ای که در سی پیام بحث شده به‌مراتب بیشتر از سی پرسش کوتاه جداگانه هزینه می‌برد. دو نفر که همان تعداد پیام فرستاده‌اند می‌توانند به دیوارهای کاملاً متفاوتی بخورند.

حساب‌های رایگان یک پنجرهٔ نشست می‌گیرند که هر پنج ساعت بازنشانی می‌شود، و اینکه چقدر کش می‌آید به شلوغی سرورهای Anthropic در همان لحظه هم بستگی دارد. پلن‌های پولی به‌مراتب بیشتر می‌گیرند، به‌همراه یک سقف هفتگی که هدفش مصرف بسیار سنگین است. Anthropic برای هیچ رده‌ای تعداد پیام ثابتی منتشر نمی‌کند و این عدد با تقاضا جابه‌جا می‌شود، پس هر مقاله‌ای را که عدد مشخصی نقل می‌کند، از جمله عددهایی که در رشته‌های انجمن‌ها می‌یابید، یک حدس بدانید.

آنچه یک نشست را سریع‌تر از همه تخلیه می‌کند، به ترتیب: اسناد طولانی درون گفتگوهای طولانی، تفکر گسترده روی مسائل دشوار (توکن‌های استدلال حساب می‌شوند هرچند شما فقط یک خلاصه می‌بینید)، فایل‌های کد بزرگی که به جای یک بار ارجاع، مکرر چسبانده می‌شوند، و رشته‌های بسیار طولانی که هرگز از نو شروع نمی‌شوند.

اصلاح‌ها رفتاری‌اند و جواب می‌دهند. وقتی موضوع عوض شد گفتگوی تازه‌ای شروع کنید. مواد مرجع را یک بار به یک Project پیوست کنید به جای آنکه در هر چت بچسبانید. بیست صفحهٔ مرتبط را بفرستید نه کل گزارش را. وقتی یک نشست طولانی شد، یک خلاصهٔ تحویل نوشتاری بخواهید و با آن از نو شروع کنید. کسانی که این‌طور کار می‌کنند به‌ندرت به سقف می‌رسند؛ کسانی که یک گفتگوی عظیم را تمام روز باز نگه می‌دارند مدام به آن می‌خورند.

دو محدودیت دیگر که ارزش دانستن دارند. دانش درونی Claude در تاریخ آموزشش متوقف می‌شود، پس هر چیز تازه‌ای به جستجوی وب روشن یا به چسباندن منبع نیاز دارد، و در هر دو حالت با اطمینان پاسخ خواهد داد. و یک پنجرهٔ زمینهٔ بزرگ وعدهٔ توجه بی‌نقص به همهٔ آن نیست، و برای همین راستی‌آزمایی نقل‌قول‌ها در برابر اصل سند اهمیت دارد. پنجرهٔ زمینه چیست این سازوکار را به زبان ساده توضیح می‌دهد.

کی مدلی دیگر ابزار بهتری است

محدودیتی که هنگام هل‌دادن Claude به سمت کاری که برایش ساخته نشده به آن می‌خورید، مسئلهٔ ابزار اشتباه است، و سهمیهٔ بیشتر آن را حل نمی‌کند. این جدول نسخهٔ کوتاه این است که هر کار کجا می‌رود.

کارسراغ چه برویدچرا
پیش‌نویسی که باید به نظر برسد انسانی نوشته‌اشClaudeکمترین ویرایش میان پیش‌نویس اول و چیزی که حاضرید بفرستید
خواندن یک قرارداد، پرونده یا بستهٔ پژوهشی متراکمClaudeبادقت با قیدها، و حاضر به گفتن اینکه سند به پرسش پاسخ نمی‌دهد
بازبینی کد و زیر فشار بردن یک رویکردClaudeدربارهٔ ریسک و وابستگی مشخص است نه موافق‌گو
بیست گونهٔ تیتر یا پنج نسخه از یک صفحهChatGPTگستره و سرعت به جای پرداخت
یک مخزن کامل، بیست فایل، یا یک سال رونوشتGeminiپنجرهٔ زمینه در کلاسی دیگر
پاسخی با پیوندهایی که همین حالا بتوانید باز کنیدPerplexity یا یک ابزار جستجومحوردر چند ثانیه قابل‌بررسی است نه چند دقیقه
تولید یا ویرایش یک تصویرChatGPT، Gemini یا یک مدل تخصصیClaude تصاویر را می‌خواند اما تولیدشان نمی‌کند
حرف‌زدن با یک دستیار بدون دستChatGPT یا Geminiصدا جایی نیست که Anthropic روی آن سرمایه‌گذاری کرده باشد

الگویی که از انتخاب یک مدل محبوب بهتر عمل می‌کند این است که با یک مدل پیش‌نویس بگیرید و با مدلی دیگر بازبینی کنید. در Claude بنویسید، نتیجه را در مدلی دیگر بچسبانید و ضعیف‌ترین ادعا را بخواهید، بعد نقد را برای اصلاح به Claude برگردانید. آن چرخه به‌درستی در چگونه چند مدل هوش مصنوعی را با هم به کار ببریم پوشش داده شده، و رتبه‌بندی گسترده‌تر کار به کار در بهترین هوش مصنوعی برای استفاده آمده است.

اجرای آن چرخه میان ارائه‌دهنده‌ها معمولاً یعنی چند حساب، چند تاریخچه و چند صورتحساب که هرکدام حدود $20 است. یک فضای کاری چندمدلی مثل Whizi، Claude را کنار GPT و Gemini پشت یک ورود و یک تاریخچهٔ گفتگو می‌گذارد، که به کار کسانی می‌آید که واقعاً میان مدل‌ها جابه‌جا می‌شوند. اگر Claude Code، Projects با بازیابی عمیق، یا دسترسی زودهنگام به امکانات تازهٔ Anthropic را می‌خواهید انتخاب اشتباهی است، چون همهٔ آن‌ها در محصول خودِ Anthropic زندگی می‌کنند.

فهرست بررسی
  • یک حساب رایگان بسازید و پیش از پرداخت بابت هر چیزی یک هفته روی آن وقت بگذارید
  • کار را به شکل یک فعل بنویسید، نه به شکل یک موضوع
  • زمینهٔ ناخوشایند را به Claude بدهید: مهلت، محدودیت، کسی که اعتراض خواهد کرد
  • پیش از آنکه شروع به نوشتن کند بگویید خروجی باید چه شکلی باشد
  • پیش از پیش‌نویس بپرسید چه چیزی کم دارد، به جای بازنویسی پس از یک حدس بد
  • اسناد را به شکل فایل بارگذاری کنید نه با چسباندن، و پیش از خلاصه یک نقشه بخواهید
  • مواد مرجع تکرارشونده را یک بار در یک Project بگذارید نه در هر چت
  • وقتی موضوع عوض شد گفتگوی تازه‌ای شروع کنید
  • پیش از آنکه چیزی از روی میزتان بیرون برود، نقل‌قول‌ها و اعداد را با اصل سند راستی‌آزمایی کنید
  • وقتی کار به تصویر، صدا، منابع زنده یا پنجرهٔ زمینهٔ عظیم نیاز دارد، آن را جای دیگری بفرستید

پرسش‌های متداول

چطور شروع به استفاده از Claude کنم؟

به claude.ai بروید یا اپ Claude را نصب کنید و یک حساب رایگان بسازید. کاری را با زمینه‌ای که نیاز دارد و قالب خروجی که می‌خواهید بنویسید، بعد پیش‌نویس اول را به جای پذیرفتن، اصلاح کنید. اسناد را به شکل فایل بارگذاری کنید نه با چسباندن، و وقتی به موضوعی دیگر می‌روید گفتگوی تازه‌ای شروع کنید.

آیا برای استفاده از Claude باید پول بدهم؟

نه. پلن رایگان می‌نویسد، ویرایش می‌کند، اسناد بارگذاری‌شده را می‌خواند، وب را جستجو می‌کند، زمینه را در میان گفتگوها به یاد می‌آورد و تا پنج Project اجازه می‌دهد. آنچه با Pro به دست می‌آورید مصرف بیشتر پیش از آنکه سقف نشست متوقفتان کند، دسترسی به مدل‌های بیشتر، Claude Code و دسترسی اولویت‌دار در زمان تقاضای بالاست. اول یک هفته روی رایگان وقت بگذارید تا بفهمید واقعاً به کدام‌یک از این‌ها نیاز دارید.

Claude در مقایسه با ابزارهای دیگر هوش مصنوعی در چه چیزی بهترین است؟

سه چیز: پیش‌نویس‌هایی که پیش از فرستادن به ویرایش کمتری نیاز دارند، خواندن دقیق اسناد طولانی یا متراکم، و بازبینی کدی که ریسک‌های واقعی را نام می‌برد به جای آنکه با شما موافقت کند. تصویر تولید نمی‌کند، امکانات صوتی‌اش از ChatGPT و Gemini عقب‌تر است، و Gemini زمینه‌ای به‌مراتب بزرگ‌تر را مدیریت می‌کند.

چطور از Claude Projects استفاده کنم؟

یک Project فضای کاری‌ای با فایل‌های بارگذاری‌شده و دستورهای خودش است، پس هر گفتگویی که درون آن شروع شود از پیش آن مواد را می‌داند. یک راهنمای سبک، اسناد مرجع و نمونه‌هایی از کارهای خوب گذشته را در یکی بگذارید، بعد به جای چسباندن دوبارهٔ زمینه، درون آن کار کنید. حساب‌های رایگان می‌توانند تا پنج تا بسازند؛ پلن‌های پولی سقف را برمی‌دارند و بازیابی عمیق‌تری اضافه می‌کنند.

چرا Claude به من می‌گوید صبر کنم؟

حساب‌های رایگان یک پنجرهٔ مصرف می‌گیرند که هر پنج ساعت بازنشانی می‌شود، و اینکه چقدر کش می‌آید تا حدی به شلوغی سرویس در همان لحظه بستگی دارد. مصرف با توکن شمرده می‌شود نه با پیام، پس یک سند طولانی که در نوبت‌های بسیار بحث شود آن را به‌مراتب سریع‌تر از پرسش‌های کوتاه فراوان تخلیه می‌کند. گفتگوهای کوتاه‌تر و بارگذاری بخشی معمولاً بدون پرداخت مشکل را حل می‌کنند.

چطور prompt‌های بهتری برای Claude بنویسم؟

کار را به شکل یک فعل بیان کنید، زمینه را با بخش‌های ناخوشایندش بدهید، محدودیت‌هایی را که باید رعایت شوند فهرست کنید، و قالب خروجی را نام ببرید. بعد یک سطر اضافه کنید که از Claude بخواهد پیش از پیش‌نویس بگوید چه اطلاعاتی کم است، و همین فرضی را که می‌خواست بگذارد آشکار می‌کند.