چگونه مدل‌های هوش مصنوعی را در Whizi کنار هم مقایسه کنیم

پاسخ سریع

برای مقایسهٔ کنار هم مدل‌های هوش مصنوعی در Whizi، روی Compare در بالای چت بزنید، برای هر ستون یک مدل انتخاب کنید و یک prompt را برای هر دو بفرستید. هر ستون زمینهٔ گفتگوی جداگانهٔ خودش را نگه می‌دارد، بنابراین هیچ‌کدام از پاسخ‌ها تحت‌تأثیر دیگری نیست. مقایسهٔ کنار هم یک قابلیت Powerhouse است و هزینهٔ هر پاسخ بر اساس نرخ اعتبار مدل خودش محاسبه می‌شود.

پاسخ کوتاه

روی Compare در بالای چت بزنید، برای هر ستون یک مدل انتخاب کنید و یک prompt را برای هر دو بفرستید. هر ستون یک گفتگوی پنهان مخصوص به خودش دارد، بنابراین هیچ مدلی خروجی دیگری را نمی‌بیند و هیچ پاسخی تحت‌تأثیر دیگری نیست، که خود دلیل ارزشمندبودن این مقایسه است. ستون‌ها یکی پس از دیگری، ابتدا چپ سپس راست، پخش می‌شوند، چون در هر لحظه فقط یک تولید پاسخ برای هر حساب اجرا می‌شود.

مقایسهٔ کنار هم یک قابلیت Powerhouse است و هم‌زمان روی دو مدل اجرا می‌شود. هزینهٔ هر پاسخ بر اساس نرخ اعتبار مدل خودش محاسبه می‌شود، بنابراین مقایسهٔ یک مدل 10 اعتباری با یک مدل 20 اعتباری در مجموع 30 اعتبار هزینه دارد.

از آن برای تصمیم‌گیری استفاده کنید که کدام مدل باید پیش‌فرض شما برای نوعی از کار باشد. اگر می‌خواهید یک پاسخ بهبود پیدا کند نه این‌که دو پاسخ مقایسه شوند، کار دیگری انجام دهید: داخل همان رشتهٔ گفتگو مدل را عوض کنید و از دومی بخواهید اولی را نقد کند.

چرا بنچمارک‌ها به سؤال شما پاسخ نمی‌دهند

بنچمارک‌های منتشرشده عملکرد را روی وظایف استاندارد می‌سنجند. سؤال شما محدودتر و کاربردی‌تر است: کدام مدل در همان کاری که شما شخصاً بیست بار در هفته انجام می‌دهید بهتر است. این‌ها سؤالات متفاوتی هستند و سؤال دوم هیچ پاسخ منتشرشده‌ای ندارد چون هیچ‌کس بار کاری شما را ندارد.

اجرای یک prompt روی دو مدل حدود سی ثانیه طول می‌کشد و مستقیماً به آن پاسخ می‌دهد. نکتهٔ مهم این نیست که دو پاسخ می‌گیرید، بلکه این است که می‌فهمید فاصله چقدر بزرگ است. گاهی خروجی‌ها تقریباً یکسان‌اند، که به شما می‌گوید دیگر لازم نیست برای آن کار به انتخاب مدل فکر کنید. گاهی یکی از آن‌ها غیرقابل‌استفاده است، که ارزش دانستنش را دارد پیش از آن‌که یک گردش‌کار روی آن بسازید.

چیز دیگری که مقایسه آشکار می‌کند خطای مطمئن است. وقتی دو مدل پاسخ‌های اساساً متفاوتی به یک سؤال واقعیت‌محور می‌دهند، دست‌کم یکی اشتباه می‌کند و شما با خواندن تنها یکی از آن‌ها متوجه نمی‌شدید. این سیگنال در یک گردش‌کار تک‌مدلی، به هیچ قیمتی، در دسترس نیست.

پیش از خواندن، تعریف کنید «بهتر» یعنی چه

دام مقایسهٔ کنار هم این است که هر خروجی طولانی‌تر، مطمئن‌تر یا صیقلی‌تر را ترجیح دهید. این‌ها کیفیت نیستند. اول معیار خودتان را انتخاب کنید، بعد بخوانید.

کارمعنای بهترچه چیزی را نادیده بگیرید
نوشتنبرای ارسال‌شدنی‌بودن به ویرایش کمتری نیاز داردطول، واژگان، شور و اشتیاق
پژوهش واقعیت‌محورمنابعی که برطرف می‌شوند و ادعا را پشتیبانی می‌کنندروانی و اطمینان
استخراجساختار درست، بدون فیلد اختراعی، برچسب‌های یکدستکیفیت نثر پیرامون جدول
استدلالمراحل درست‌اند و حالت مرزی پوشش داده شدهاین‌که نتیجه با پیش‌فرض شما هم‌خوانی دارد یا نه
کدمسیر خطا را پوشش می‌دهد، قابل بازبینی استزیرکی، اختصار
خلاصه‌سازیآنچه مهم است را نگه می‌دارد و آنچه نیست را حذف می‌کندجامعیت

یک ترفند کاربردی: پیش از خواندن هر یک از خروجی‌ها، یک جمله بنویسید که یک پاسخ خوب چه چیزی باید داشته باشد. سپس بخوانید. ده ثانیه طول می‌کشد و از سوگیری صیقل جلوگیری می‌کند، سوگیری‌ای که قوی و عمدتاً ناخودآگاه است.

برای سؤالات واقعیت‌محور، به‌جای برنده به اختلاف نگاه کنید. جایی که دو مدل روی یک عدد و یک منبع مشخص توافق دارند، اطمینان معقول است. جایی که واگرا می‌شوند، همان چیزی است که باید بروید و تأیید کنید، و ارزشمندترین خروجی کل این تمرین همین است.

Promptهایی که تفاوت‌های واقعی را آشکار می‌کنند

برخی وظایف مدل‌ها را به‌شدت از هم جدا می‌کنند و برخی نه. اگر می‌خواهید از یک مقایسه چیزی یاد بگیرید، از promptهایی استفاده کنید که روی یک توانایی مشخص فشار می‌آورند.

  • لحن در شرایط دشوار. Write a note to a client explaining that we missed the deadline, taking responsibility without over-apologising and without excuses. Under 120 words. تفاوت‌های ثبت زبانی اینجا فوراً ظاهر می‌شود.
  • استخراج سخت‌گیرانه. Extract every date, amount, and party from this text into a JSON array with exactly these keys. If a field is absent, use null. Do not infer. انضباط قالب‌بندی و گرایش به اختراع را می‌آزماید.
  • استدلال با یک تله. مسئله‌ای با یک پاسخ نادرست باورپذیر بدهید، مثل سؤال نرخ یا تناسبی که مسیر شهودی نادرست است. مدل‌ها در این‌که راه میان‌بر را انتخاب می‌کنند یا نه متفاوت‌اند.
  • یادآوری زمینهٔ طولانی. یک سند طولانی آپلود کنید و دربارهٔ چیزی در وسط آن بپرسید. زمینهٔ واقعی قابل‌استفاده را نشان می‌دهد، نه زمینهٔ تبلیغ‌شده.
  • اعتراف به نادانی. What was announced about [something genuinely obscure or very recent]? بهترین پاسخ یک «نمی‌دانم» روشن یا یک بازیابی مستندشده است. اختراع‌کردن اینجا صلاحیت را از بین می‌برد.
  • پیروی از یک قید منفی. Explain X without using any analogy or metaphor. پیروی از دستورهای منفی بیشتر از آنچه انتظار دارید متفاوت است.

مقایسه را روی کار واقعی خودتان اجرا کنید نه روی معماها. مدلی که در گزارش فصلی شما بهتر است مفیدتر از مدلی است که در یک معمای منطقی بهتر است.

تبدیل یک هفته مقایسه به یک نقشهٔ مسیریابی

یک مقایسهٔ تنها جالب است. یک هفته از آن‌ها قابل‌عمل است. روتین این است:

  1. برای پنج روز، هر وقت کاری اهمیت داشت، آن را روی دو مدل به‌جای یکی اجرا کنید.
  2. نوع کار، برنده و اندازهٔ فاصله را یادداشت کنید. سه کلمه کافی است.
  3. در پایان هفته، ببینید کجا یک مدل به‌طور مکرر برنده شده و کجا خروجی‌ها قابل‌تعویض بوده‌اند.
  4. پیش‌فرض‌های خود را بر اساس آن تنظیم کنید و در وظایفی که فاصله پیوسته صفر بوده، مقایسه‌کردن را متوقف کنید.

چیزی که افراد معمولاً می‌فهمند این است که مقایسه در بخش کوچکی از کارشان اهمیت دارد و در بقیه اتلاف وقت است. جست‌وجوهای سریع واقعیت‌محور، بازنویسی‌های ساده و قالب‌بندی روتین به‌ندرت مدل‌ها را از هم جدا می‌کنند. نوشته‌ای که مشتری می‌خواند، پژوهشی که به یک تصمیم شکل می‌دهد و استدلال دربارهٔ چیزی ناآشنا آن‌ها را زیاد از هم جدا می‌کند.

آن نتیجه همان پاداش است: در جایی که فرقی نمی‌کند مقایسه‌کردن را متوقف می‌کنید و آن را برای وظایفی نگه می‌دارید که نتیجه را عوض می‌کنند.

کنار هم در برابر متوالی

دو تکنیک متفاوت که ارزش تمایز دارند.

کنار هم یک prompt یکسان را روی دو مدلی اجرا می‌کند که خروجی یکدیگر را نمی‌بینند. هر ستون گفتگوی پنهان خودش را دارد، با پیشوند [Compare] نام‌گذاری شده و بیرون از نوار کناری نگه داشته می‌شود، بنابراین سؤالات پیگیری یک آزمون منصفانه باقی می‌مانند: هر دو مدل زمینهٔ چندنوبتی مستقل نگه می‌دارند. این ابزار درست برای انتخاب یک مدل پیش‌فرض و برای یافتن اختلاف واقعیت‌محور است.

متوالی یعنی گرفتن یک پاسخ، سپس عوض‌کردن مدل در همان رشتهٔ گفتگو و خواستن نقد آن از مدل جدید. وقتی می‌خواهید عیب پیدا شود نه این‌که مقایسه‌ای انجام شود از آن استفاده کنید، چون مدل دوم می‌تواند مستقیماً با همان استدلال مشخص درگیر شود. ببینید عوض‌کردن مدل در میانهٔ گفتگو.

قاعدهٔ کلی: کنار هم برای تصمیم‌گیری دربارهٔ این‌که کدام مدل، متوالی برای بهبود یک پاسخ.

فهرست بررسی
  • prompt را در یک چت عادی بنویسید و اصلاح کنید پیش از مقایسه‌کردن
  • پیش از خواندن هر یک از خروجی‌ها تعریف کنید که «بهتر» برای این کار یعنی چه
  • یک جمله دربارهٔ یک پاسخ خوب بنویسید، سپس بخوانید، تا از سوگیری صیقل دور بمانید
  • در سؤالات واقعیت‌محور، اختلاف را همان یافته بدانید و بروید آن را تأیید کنید
  • مقایسه را روی کار واقعی خودتان اجرا کنید، نه روی معماها
  • برنده و اندازهٔ فاصله را یک هفته ثبت کنید، سپس پیش‌فرض‌ها را بر اساس الگو تنظیم کنید
  • در وظایفی که فاصله پیوسته صفر است مقایسه‌کردن را متوقف کنید

پرسش‌های متداول

چند مدل را می‌توانم هم‌زمان مقایسه کنم؟

مقایسهٔ کنار هم یک قابلیت Powerhouse است و هم‌زمان روی دو مدل اجرا می‌شود، که عمدی است: دو ستون همان چیدمانی است که واقعاً می‌توانید با دقت بخوانید. سه ستون معمولاً به مرورسریع تبدیل می‌شود، و مرورسریع هدف را از بین می‌برد، چون ارزش این تمرین در توجه به جایی است که پاسخ‌ها واقعاً متفاوت‌اند.

آیا مقایسهٔ کنار هم پیام‌های ماهانهٔ بیشتری مصرف می‌کند؟

بله، دو برابر هزینه دارد: دو مدل هر کدام یک پاسخ تولید می‌کنند و هزینهٔ هر پاسخ بر اساس نرخ اعتبار خودش محاسبه می‌شود، بنابراین مقایسهٔ یک مدل 10 اعتباری با یک مدل 20 اعتباری به‌جای 10 یا 20، 30 اعتبار مصرف می‌کند. پیش از انتشار متوجه‌شدن یک پاسخ اشتباه یا پیش‌نویس غیرقابل‌استفاده معمولاً ارزش آن هزینه را دارد. رویکرد کارآمد این است که مقایسه را روی تصمیم‌ها و تحویلی‌ها انجام دهید و برای جست‌وجوهای روتین و بازنویسی‌های سریع از یک مدل واحد استفاده کنید.

اگر هر دو پاسخ به یک اندازه خوب باشند چه؟

این یک نتیجهٔ واقعی و مفید است: به شما می‌گوید این کار به انتخاب مدل بستگی ندارد، پس توجه‌کردن به آن را متوقف کنید و از هرکدام که پیش‌فرض شماست استفاده کنید. بیشتر بارهای کاری این‌گونه تقسیم می‌شوند، با اکثریت وظایفی که مدل‌ها در آن‌ها قابل‌تعویض‌اند و اقلیتی که فاصله در آن‌ها بزرگ است. فهمیدن این‌که کدام‌یک کدام است هدف اجرای مقایسه‌ها برای یک هفته است.

چطور از انتخاب صرف پاسخی که بهتر به نظر می‌رسد پرهیز کنم؟

پیش از خواندن معیار خود را تعیین کنید. خروجی‌های طولانی‌تر، مطمئن‌تر و صیقلی‌تر حتی وقتی بدترند به‌طور سیستماتیک ترجیح داده می‌شوند، و آن سوگیری تا حد زیادی ناخودآگاه است. نوشتن یک جمله دربارهٔ اینکه یک پاسخ خوب چه چیزی باید داشته باشد، پیش از نگاه‌کردن، برای خنثی‌کردن بیشتر آن کافی است. برای کار واقعیت‌محور، بر اساس اینکه منابع برطرف می‌شوند و ادعا را پشتیبانی می‌کنند داوری کنید نه بر اساس اینکه پاسخ چطور خوانده می‌شود.

کدام دو مدل را مقایسه کنم؟

دو مدلی را مقایسه کنید که واقعاً برای آن کار مشخص بین آن‌ها تصمیم می‌گیرید، که برای بیشتر افراد Claude در برابر GPT برای نوشتن و استدلال است، یا یک مدل با زمینهٔ بزرگ در برابر پیش‌فرض شما وقتی اسناد درگیرند. مقایسهٔ مدلی که هرگز استفاده نمی‌کنید با مدل موردعلاقهٔ شما چیزی به شما نمی‌گوید که بر اساس آن عمل کنید.